محمد مهدى ملايرى

217

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شهرهاى اسلامى سواد مانند بصره و كوفه و واسط و بغداد و مانند اينها در آن نامى نيست ، و باز هم اساس آن بر همان تسوهاى قديم است . حتى آنهائى هم كه تا اين تاريخ از قلمرو سواد خارج شده و به جاهاى ديگر ملحق شده بودند كه ذكرشان گذشت ، به استثناى آنچه ضميمه بصره شده بود ، هنوز نام همهء آنها در اين صورت باقى است و اين امر را جز اين علتى نمىتواند بود كه ابن خردادبه اين صورت را از ديوان خراج دستگاه خلافت نقل كرده و در ديوان خراج هم اين نامها همچنان بر روال قديم ثبت بوده است . در توجيه اين امر با توجه به آنچه دربارهء نظام ديوانى ايران و عواملى كه باعث بقاء آن در دوران اسلامى گرديد و در گفتارى پيش از اين گذشت ، مىتوان انگاشت كه در اين دوران از آن‌رو به حفظ آن ديوان به همان صورتى كه بود اهتمام مىشده ، و تغييراتى كه از لحاظ تقسيمات كشورى يا عوامل ديگر در مناطقى از ابواب جمعيتهاى آن روى مىداده در آن منعكس نمىگرديده ، كه بيم آن مىرفته است كه تصرف در آن خللى در آن ديوان قديم كه خود مبتنى بر نظم و ترتيبى دقيق و پيچيده بوده به وجود آورد كه تدارك آن براى ايشان ميسر نباشد . و به همين‌سبب آن ديوان قديم را همچون ديوان اصلى و مرجعى براى اصلاح نابسامانيهائى كه در امر خارج برخى مناطق روى مىداده همچنان حفظ مىكرده‌اند . چنان كه نمونهء آن دربارهء شكايت اهل همدان در زمان حجاج و رسيدگى به آن با مراجعه به ديوان قديم آنجا ، پيش از اين در خبرى از تاريخ قم نقل گرديد . و از آنجا كه ابن خردادبه سياههء اول خود را از روى همان ديوان قديم نقل كرده تغييرات بعدى در آن منعكس نيست . و به همين‌سبب است كه استان شادفيروز يعنى عنوان و تسوهاى پنجگانهء آن كه مدتها پيش از زمان ابن خردادبه از سورستان يا سواد جدا شده و به منطقه جبال ( - عراق عجم دوره‌هاى بعد ) پيوسته بود در اين سياهه همچنان در ابو ابجمعى سواد ذكر شده و اين چيزى است كه يعقوبى هم در كتاب البلدان خود بدان اشاره كرده . زيرا اين وضع تا زمان او هم همچنان ادامه داشته است . يعقوبى در كتاب البلدان در جائى كه از استان حلوان سخن مىگويد دربارهء